مرتضى راوندى
425
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
كتاب زاد المسافرين و كتاب وجه دين او ارزش فلسفى و كلامى دارد . ناصر خسرو دربارهء تنوع و كثرت آثارش مىگويد : مَنگَر برين ضعيف تنم زانكه در سخن * زين چرخ پرستاره فزونست اثر مرا از ناصر خسرو آثار متعددى به نثر فارسى باقيست كه بيشتر رنگ فلسفى دارد ، از ميان آثار او كتاب جامع الحكمتين و كتابهاى خوان الاخوان ، زاد المسافرين ، وجه دين ( روى دين ) گشايش و رهايش ( در علم كلام ) كه بنا به روش و اصول عقايد اسماعيليان نوشته شده است ، و سفرنامه ، كه شرح و توصيف مشهودات و مسموعات او در جريان سفر هفت ساله است ، از جهات مختلف قابل توجه و شايان دقت است . نمونهيى از نثر ناصر خسرو : لذت و الم : « . . . قول محمد زكريّا آنست كه گويد : لذت چيزى نيست مگر راحت از رنج ، و لذت نباشد مگر بر اثر رنج ، و گويد كه چون لذت پيوسته شود رنج گردد و گويد حالىكه آن نه لذّتست و نه رنج است ، آن طبيعتست و آن به حس يافته نيست و گويد كه لذت در حسّى رهاننده است و در حسّى رنجاننده و حس تأثيرى از محسوس اندر خداوند حسّ و تاثير فعل باشد از اثركننده اندر اثرپذير ، و اثر پذيرفتن ، بدل شدن حال اثرپذير باشد ؛ و حال يا از طبيعت باشد و يا بيرون از طبيعت باشد و گويد كه چون اثركننده مر آن اثرپذير را از حال طبيعى او بگرداند ، آنجا رنج و درد حاصل آيد و چون مر اثرپذير را به حال طبيعى او بازگرداند ، آنجا لذت حاصل آيد . . . » « 1 » اندر صفت بهشت : « معنى بهشت جاى اهل ثوابست و معنى دوزخ جاى اهل عقابست . و خداى تعالى مر بهشت را به تازى چند جاى ياد كرد به « جنّت » و دوزخ را « نار » خواند ؛ و جنّت بوستانى باشد ، آراسته به درختان بارور و اسپر غمهاى خوش و آب روان و جايهاى با راحت و پاكيزه ، چنانك ، حس را اندر آن راحت باشد ؛ پس گوئيم كه چون درست كرديم از اين پيش كه ثواب عملى است نه حسى ، ببايد دانستن كه فائدههاى عقلى كه شناخت لطايف است ، كه جملگى آرايش و راحت و لذت كه در اندرين عالم همى آيد ، از آنجا همى آيد ، بوستان ، نفس سخنگويست ( قوه ناطقه ) كه مر آن را به گفتار و انديشه نتوان يافتن و آن آراسته است به پيشروان دين ، كه ايشان درختان آن بوستانند و به گشتن اندر آن بوستان و نگريستن به چشم بصيرت اندر آن مر نفس ناطقه را لذت و راحت و شادى و آسانى باشد ، و لاكن علم الهى ، اندرين عالم به لفظها و مثلها بسته باشد
--> ( 1 ) . منقول از زاد المسافرين ، چاپ برلين ، 1341 قمرى ، ص 733